عهده‌دار شدن /ohde-dɒːr-shodæn/ Verb

English
undertake
فارسی
عهده‌دار شدن

Example

  • گروه [به عهده گرفتن: متعهد شدن/بر عهده کشیدن/پذیرفتن] بازبینی جامع داده‌ها را بر عهده گرفت.
  • The team will undertake a comprehensive review of the data.
  • استفاده از «بر عهده کشیدن» برای کارهای سنگین رایج است.